محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

323

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

بسيارى نموده مىشده است . گرچه بيشتر به گونهء گاو يا به گونهء زنى كه خورشيدى در ميان دو شاخ گاو بر روى سر دارد . چه بسا در بيشتر موارد نيز در پيكرهء زنى كه سر گاو دارد و در ميان دو شاخش خورشيدى مىدرخشد ، و اين دو انديشهء ويژه دربارهء هاتور ، كه گاه با سرزن و گاه با سر گاو نموده مىشد ، به آهستگى درهم آميخت ، و سرانجام به گونهء سر يك زن و دو گوش گاو درآمد و ديرگاهى همين چهرهء نمادين آن در اسباب بسيارى چون دستبند زنان صحرانشين يا به سان پديده‌اى معمارى در سرستون‌هاى ساختمان‌ها و . . . خودنمايى مىكرد - چنان كه نمونه‌اى از آن را در معبد « دندره » در پنج كيلومرى شمال « قناعير » مىبينيم - اين هاتور در باور مصريان ، مادر و دايهء « هوروس » ، پسر « ايزيس » نيز بود ، چنان كه خداى عشق و دوستى و موسيقى نيز بود ، و سپس الههء گورستان شد كه به مردگان توجه و مهربانى مىكرد ، و نيز با نام و نشان‌هاى گوناگون ديگر ناميده و نموده مىشد ، نام‌هايى چون « زرّينه » ، « خداى زر » ، « داراى گردن‌بند درخشان چون آسمان و ستارگان » و . . . و اينك شمارى از پيكره‌هاى آراسته و زرين او در موزهء قاهره نگهدارى مىشود . « 1 » بارى ، گويا تنها در قرآن و نه حتى در تورات مىخوانيم كه چون بنى اسرائيل از دريا بيرون آمدند و از چنگ فرعونيان رها گشتنند ، هنوز چندان پيش نرفته بودند كه به مردمانى بت‌پرست برخوردند [ و با ديدن آنان دلشان براى بت‌پرستىهاى پيشين تپيدن گرفت ، ] چنان كه همهء آنچه را براى آنان پيش آمده بود ، از ياد بردند و معجزه‌ها و نشانه‌هاى آشكار خدا را كه به دست موسى بر آنان پديد شده بود ، فراموش كردند [ و از موسى خواستند تا بت‌هايى براى آنان فراهم كند ] ، از قرآن بشنويم : « و اسرائيليان را از دريا گذر داديم ، پس به گروهى برخوردند كه بت‌هاشان را مىپرستيدند ، گفتند : اى موسى براى ما نيز خدايى ( - بتى ) بياور چونان خدايى كه آنان دارند . [ موسى ] گفت : راستى كه مردمى نادان هستيد ، [ كه نمىدانيد ] اينان كارشان بىبنياد است و آنچه مىكنند [ و مىپرستند ] باطل و بيهوده است . « 2 » » و حرف « ف » كه بر سر

--> ( 1 ) . محمد بيومى مهران ، الحضارة المصرية ، 337 - 341 ؛ جيمز بيكى ، الآثار المصرية فى وادى النيل 2 / 190 ؛ احمد عبد الحميد يوسف ، همان ، 137 ؛ نيز : H . Frankfort Kingship and The Gods , p . 10 - 12 . ( 2 ) . « وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ * إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِيهِ وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » ( سورهء اعراف آيهء 138 - 139 ) .